۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۸

در رسانه| اشکی میان عطرها، روایت جوانانی که می‌خواهند مستقل زندگی کنند

گزارش تانیش‎نیوز از تور رسانه‎ای بهزیستی آذربایجان شرقی
در رسانه| اشکی میان عطرها، روایت جوانانی که می‌خواهند مستقل زندگی کنند

وقتی از سوی روابط عمومی اداره کل بهزیستی آذربایجان شرقی دعوت می شویم تا همراه جمعی از خبرنگاران از چند مرکز آموزشی و توانبخشی این مجموعه بازدید کنیم، از همان ابتدا می‌دانستم روز متفاوتی در پیش خواهد بود..

گزارش از: تانیش نیوز/ ط. شایان وقتی از سوی روابط عمومی اداره کل بهزیستی آذربایجان شرقی دعوت می شویم تا همراه جمعی از خبرنگاران از چند مرکز آموزشی و توانبخشی این مجموعه بازدید کنیم، از همان ابتدا می‌دانستم روز متفاوتی در پیش خواهد بود، روزی که قرار است از نزدیک با دنیای آدم‌هایی روبرو شویم که شاید محدودیت‌های جسمی یا ذهنی داشته باشند، اما رویاهایشان هیچ مرزی نمی‌شناسد.

نخستین مقصد ما مرکز جامع توانبخشی معلولان «آرمان» در تبریز است، مرکزی که سال‌هاست تلاش می‌کند راهی برای حضور پررنگ‌تر افراد دارای معلولیت در جامعه باز کند و به آن‌ها فرصت دهد تا توانایی‌هایشان را به نمایش بگذارند.

با ورود به طبقه نخست مرکز، نوجوانان و جوانانی را می بینم که هرکدام در حال یادگیری مهارت‌هایی هستند که قرار است مسیر زندگی آینده‌شان را شکل دهد. پیش از آغاز بازدید از ما خواسته شد از ثبت تصاویر و فیلم‌هایی که چهره این افراد را نشان می‌دهد خودداری کنیم. در همان لحظات نخست، نگاه چند نوجوان توجهم را جلب می کند که با دیدن دوربین‌ها و حضور خبرنگاران، صورت‌هایشان را میان دستانشان پنهان می کنند. آن صحنه ذهنم را درگیر می کند. با خودم می گویم این جوانان چیزی کمتر از دیگران ندارند، تنها شرایط زندگی، آن‌ها را در مسیری متفاوت قرار داده است. چرا باید احساس خجالت کنند؟ از نگاه ما؟ از تفاوتی که جامعه برایشان تعریف کرده است؟ این پرسش‌ها تا اتمام بازدید و حتی تهیه این گزارش رهایم نمی کند.

برای فرار از سنگینی این حس، زودتر از دیگران راهی طبقات بالاتر می شوم. جایی که معنای واقعی تلاش و امید را می‌شود از نزدیک لمس کرد. در کارگاه تولیدی مرکز، جوانانی مشغول کار هستند که آمده اند تا آینده‌شان را با دستان خود بسازند. آن‌ها نمی‌خواهند بار دوش خانواده یا جامعه باشند، آمده اند تا استقلال را تجربه کنند، حقوق بگیرند، بیمه شوند و با تکیه بر توانایی‌های خود زندگی کنند. آمده اند تا ثابت کنند معلولیت پایان راه نیست.

در بخشی از کارگاه، تعدادی از توان‌خواهان با دقت و ظرافت مشغول تولید خوشبوکننده‌های هوا هستند. هر نفر مسئول انجام بخشی از فرآیند تولید است. هماهنگی میان آن‌ها تحسین‌برانگیز است. نظم، دقت و علاقه‌ای که در کارشان دیده می‌شود، چیزی کمتر از یک واحد تولیدی حرفه‌ای ندارد.

برخلاف طبقه اول، اینجا دیگر خبری از پنهان کردن چهره‌ها نیست. بسیاری از آن‌ها با لبخند به استقبالمان می آیند و با افتخار درباره کاری که انجام می‌دادند توضیح می دهند. انگار کار و تولید، اعتمادبه‌نفسی به آن‌ها بخشیده است که جای هرگونه تردید و نگرانی را گرفته است.

در میان آن‌ها جوانی بیش از همه توجهم را جلب می کند. با وجود لکنتی که در صحبت‌هایش دارد، با اشتیاق تلاش می‌کند مراحل تولید محصول را برایمان توضیح دهد. وقتی بازدید رو به پایان است، با مهربانی چند خوشبوکننده تولیدی مرکز را به خبرنگاران هدیه می دهد. برخی از همکاران می خواهند هزینه آن را پرداخت کنند اما جواد آهنگری، مسئول روابط عمومی بهزیستی استان که در این بازدید همراهمان است می گوید: این هدیه از صمیم قلب است، اگر پولش را بدهید، دلشان می‌شکند.

همان لحظه بغضی در گلویم می نشیند. ارزش آن هدیه نه به محصولی بود که در دست داشتیم، بلکه به بزرگی دل‌هایی بود که با وجود تمام دشواری‌های زندگی، هنوز سخاوتمندانه می‌بخشیدند.

در رسانه| اشکی میان عطرها، روایت جوانانی که می‌خواهند مستقل زندگی کنند/ از پنهان کردن صورت تا ساختن آینده

در ادامه بازدید، اکبر پورصادق لواسانی، مدیر مرکز جامع توانبخشی آرمان، با تشریح فعالیت‌های مجموعه می گوید: این مرکز از سال ۱۳۸۷ فعالیت خود را آغاز کرده و در ابتدا بیشتر در حوزه قالیبافی و تولید محصولات LED فعال بوده است. به گفته وی، تغییر شرایط بازار و تحولات فناوری موجب شد فعالیت‌های مرکز به سمت تولید خوشبوکننده‌های خانگی سوق پیدا کند.

وی هدف اصلی مجموعه را فراتر از تولید و اشتغال می داند و تأکید می کند که مهم‌ترین مأموریت مرکز، توانمندسازی افراد دارای معلولیت و فراهم کردن زمینه حضور فعال و مؤثر آنان در جامعه است، رویکردی که باعث می‌شود این افراد نه تنها مهارت شغلی بیاموزند، بلکه اعتمادبه‌نفس و هویت اجتماعی خود را نیز بازیابند.

در بخش دیگری از نشست، جواد زرگرزاده، مؤسس این مرکز، از ظرفیت‌های اشتغال ایجادشده در مجموعه سخن گفت. به گفته او، بیش از ۲۰ نفر به صورت رسمی در این مرکز مشغول به کار هستند و ۱۲۳ توان‌خواه نیز که عمدتاً دارای معلولیت ذهنی خفیف و بالاتر هستند، در فرآیندهای مختلف تولید مشارکت دارند.

زرگرزاده با اشاره به اینکه تولید محصولات در این مجموعه طی ۱۲ مرحله انجام می‌شود، از تلاش برای ثبت برند اختصاصی مرکز خبر داد و گفت دریافت برخی مجوزها، به‌ویژه مجوزهای مرتبط با سازمان غذا و دارو، همچنان با چالش‌هایی همراه است.

وی یکی از مهم‌ترین مشکلات موجود را الزام انتقال فعالیت‌ها به شهرک‌های صنعتی عنوان کرد و افزود: چنین رویکردی با فلسفه فعالیت مراکز توانبخشی مبتنی بر جامعه سازگار نیست؛ زیرا هدف اصلی، حضور افراد دارای معلولیت در متن جامعه و مشارکت واقعی آن‌ها در زندگی اجتماعی است، نه دور شدن از محیطی که باید در آن رشد و تعامل داشته باشند.

به گفته مؤسس مرکز، توان‌خواهان پس از معرفی از سوی بهزیستی وارد مجموعه می‌شوند و پس از طی دوره‌های آموزشی و کسب مهارت که معمولاً بین ۶ تا ۹ ماه زمان می‌برد، وارد چرخه اشتغال شده و حقوق دریافت می‌کنند، فرآیندی که برای بسیاری از آن‌ها آغاز مسیری تازه به سوی استقلال و خودباوری است.

زرگرزاده با اشاره به ظرفیت‌های توسعه این مجموعه توضیح می دهد: محصولات تولیدی کارگاه امروز امکان عرضه به سراسر کشور را دارند و حتی زمینه صادرات آن‌ها نیز فراهم است. به گفته او، کارکنان تحت پوشش بیمه قرار دارند و بخشی از حق بیمه آنان از سوی بهزیستی و بخشی نیز توسط کارفرما پرداخت می‌شود. با این حال، برای گسترش فعالیت‌ها و ورود جدی‌تر به بازارهای داخلی و خارجی، دریافت مجوزهایی همچون سیب سلامت و استاندارد ضروری است؛ مجوزهایی که می‌تواند راه را برای حضور پررنگ‌تر این محصولات در بازار هموار کند.

مؤسس مرکز در پایان سخنانش تأکید می کند: تمام تلاش مجموعه بر این استوار است که توان‌خواهان به استقلال مالی و اجتماعی دست پیدا کنند؛ آن‌قدر که بتوانند آینده خود را بدون وابستگی به دیگران بسازند و حتی از مزایای بازنشستگی پیش‌بینی‌شده در قوانین حمایتی بهره‌مند شوند.

عطر بهشت در کلاس‌های کوچک حکمت

اما برنامه بازدید هنوز به پایان نرسیده است. پس از ترک کارگاه آرمان، راهی دومین مرکز می شویم، جایی که حال‌وهوایش با مقصد قبلی تفاوتی آشکار دارد. اگر در مرکز آرمان صدای کار، تولید و تلاش به گوش می‌رسید، اینجا دنیای رنگ‌ها، لبخندها و رویاهای کودکانه است.

هنوز چند قدم بیشتر وارد مرکز نشده ایم که دیوارهای رنگارنگ و نقاشی‌های کودکانه توجه‌مان را جلب  می کند. فضای مرکز هرچند کوچک و امکانات آن محدود است، اما چیزی در این محیط جریان دارد که با هیچ متر و معیاری قابل اندازه‌گیری نیست حسی از عشق، صبوری و امید. احساسی که در چهره مربیان و نگاه کودکان موج می‌زد و فضای مرکز را سرشار از آرامش کرده است.

اینجا کودکان دارای اختلالات رشدی و نیازهای ویژه، مسیر توانمندسازی را قدم به قدم طی می‌کنند. برخی از آن‌ها با ورود به مرکز حتی در انجام ساده‌ترین مهارت‌های ارتباطی و آموزشی با دشواری مواجه هستند، اما با گذر زمان، آموزش و حمایت تخصصی، آن‌چنان پیشرفت می‌کنند که می‌توانند وارد مدارس عادی شوند و زندگی خود را در کنار دیگر همسالانشان ادامه دهند.

در رسانه| اشکی میان عطرها، روایت جوانانی که می‌خواهند مستقل زندگی کنند/ از پنهان کردن صورت تا ساختن آینده

رقیه عهدنو، مدیر مرکز توانبخشی آموزشی ویژه اختلالات رشدی «حکمت»، که عشق به کار را می‌شد در تک‌تک جملاتش احساس کرد، می گوید: این مرکز از سال ۱۳۷۸ با هدف حمایت از کودکان کم‌برخوردار و خانواده‌هایی که توان مالی محدودی دارند فعالیت خود را آغاز کرده است.

به گفته وی، خدمات متنوعی از جمله کاردرمانی جسمی و ذهنی، گفتاردرمانی، ارزیابی‌های هوشی و خدمات روان‌شناسی کودک در این مجموعه ارائه می‌شود و کودکان زیر ۱۵ سال در سطوح مختلف آموزشی و توانبخشی تحت پوشش قرار می‌گیرند.

عهدنو با اشاره به فعالیت ۱۲ نیروی تخصصی در مرکز افزود: در حال حاضر ۳۳ کودک از خدمات مجموعه بهره‌مند می‌شوند، اما ظرفیت پذیرش برای تعداد بیشتری از کودکان نیز وجود دارد. هدف اصلی ما این است که کیفیت زندگی این کودکان و خانواده‌هایشان بهبود یابد و مسیر رشد و استقلال آن‌ها هموارتر شود.

وی همچنین از موفقیت‌های فرهنگی و هنری کودکان مرکز سخن می گوید موفقیت‌هایی که نشان می‌دهد استعداد، محدودیت نمی‌شناسد. به گفته مدیر مرکز، آثار نقاشی برخی از کودکان این مجموعه در جشنواره بین‌المللی «پارالیم آرت» ژاپن موفق به کسب رتبه شده‌اند، افتخاری که حاصل تلاش کودکانی است که دنیا را از زاویه‌ای متفاوت می‌بینند.

در میان کلاس‌ها قدم می‌زنم و هر کودک را غرق در دنیای منحصر به فرد خودش می‌بینم. یکی با مدادرنگی‌ها حرف می‌زند، دیگری احساساتش را در قالب نت‌های موسیقی بیان می‌کند و آن یکی با کلمات ساده اما صادقانه‌ای که از دلش بیرون می‌آید، جهانی از احساس را به تصویر می‌کشد.

اینجا آموزش تنها به معنای یادگیری درس نیست. کودکان، الفبای زندگی را تمرین می‌کنند، مهارت‌هایی که شاید برای بسیاری از ما بدیهی به نظر برسد اما برای آن‌ها هر گام کوچک، پیروزی بزرگی است. پیروزی‌هایی که با صبر، عشق و تلاش شبانه‌روزی مربیان شکل می‌گیرد.

مرکز روان‌تن قصه کودکانی که برای گفتن می‌جنگند

در رسانه| اشکی میان عطرها، روایت جوانانی که می‌خواهند مستقل زندگی کنند/ از پنهان کردن صورت تا ساختن آینده

سومین و آخرین مقصد این بازدید، مرکز آموزش و توانبخشی روزانه «روان‌تن» است مرکزی که در آن، امید در قالب کلمات متولد می‌شود.

در این مرکز، کودکانی حضور دارند که برای گفتن ساده‌ترین واژه‌ها، روزها و ماه‌ها تلاش می‌کنند. اینجا هر هجایی که بر زبان جاری می‌شود، هر کلمه‌ای که شکل می‌گیرد و هر جمله‌ای که کامل ادا می‌شود، جشن کوچکی برای کودک، خانواده و مربیان است.

نادر مقیمی، مدیر مرکز «روان‌تن» و رئیس انجمن مراکز توانبخشی استان، با اشاره به سابقه فعالیت این مجموعه می گوید: این مرکز از سال ۱۳۷۵ فعالیت خود را آغاز کرده و یکی از نخستین مراکز تخصصی توانبخشی استان محسوب می‌شود.

وی می افزاید: خدمات تخصصی مجموعه در حوزه گفتاردرمانی، کاردرمانی و رفتاردرمانی ارائه می‌شود و تمامی برنامه‌های آموزشی و درمانی بر اساس نیازهای فردی کودکان طراحی شده است.

به گفته مقیمی، این مرکز ظرفیت پذیرش ۶۷ کودک را دارد و روزانه با حضور ۱۳ نیروی متخصص به ارائه خدمات می‌پردازد.

وی با اشاره به آمارهای موجود می گوید: برآوردها نشان می‌دهد حدود هشت درصد جمعیت آذربایجان شرقی با نوعی از معلولیت زندگی می‌کنند و همین موضوع ضرورت توسعه خدمات تخصصی توانبخشی را دوچندان می‌کند.

در ادامه بازدید، شبنم پاشایی، گفتاردرمانگر مرکز، درباره روند درمان کودکان توضیح داد. او گفت گفتاردرمانی تنها آموزش صحبت کردن نیست بلکه فرآیندی است که از درک و شناخت آغاز می‌شود و به توانایی بیان و برقراری ارتباط ختم می‌شود.

به گفته وی، در برخی کودکان برای تقویت عضلات مرتبط با گفتار از تمرین‌های تخصصی و ماساژهای دهانی استفاده می‌شود تا بتوانند به‌تدریج کلمات را واضح‌تر و روان‌تر ادا کنند.

وقتی از مرکز خارج می‌شوم، بیش از هر چیز به این فکر می‌کنم که شاید معلولیت آن چیزی نباشد که ما تصور می‌کنیم. شاید ناتوانی واقعی، ندیدن تلاش‌هایی باشد که هر روز در چنین مراکزی جریان دارد، تلاش کودکانی که برای گفتن یک کلمه، برداشتن یک قدم یا ساختن آینده‌ای مستقل می‌جنگند و انسان‌هایی که بی‌هیاهو کنارشان ایستاده‌اند تا این مسیر دشوار را برایشان هموارتر کنند.

در رسانه| اشکی میان عطرها، روایت جوانانی که می‌خواهند مستقل زندگی کنند/ از پنهان کردن صورت تا ساختن آیندهدر رسانه| اشکی میان عطرها، روایت جوانانی که می‌خواهند مستقل زندگی کنند/ از پنهان کردن صورت تا ساختن آیندهدر رسانه| اشکی میان عطرها، روایت جوانانی که می‌خواهند مستقل زندگی کنند/ از پنهان کردن صورت تا ساختن آیندهدر رسانه| اشکی میان عطرها، روایت جوانانی که می‌خواهند مستقل زندگی کنند/ از پنهان کردن صورت تا ساختن آینده

کد خبر 188927

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد